تبليغاتX
سرمستان

سرمستان

آنچه زما شنيده اي آن زخدا شنيده اي چون همه گفتگوي ما هست زگفتگوي او

 

افتخاری: من نگفتم حضور احمدی نژاد در کنسرتم باعث افتخار است/اگر احمدی نژاد آمده بود حقیقت را "می خواندم"



 

در پی انتشار خبری در خبرگزاری فارس که به نقل ازعلیرضا افتخاری نوشته: رئیس جمهور اگر در این برنامه حضور داشته باشد حتما از كنسرت نیز دیدن می‌كنند و این باعث افتخار ماست. علیرضا افتخاری  بیان چنین جمله ای را از سوی خود تکذیب کرد.

علیرضا افتخاری می گوید در صورتی که احمدی نژاد مثل سایر شنوندگان در کنسرتی که او در مراسم اختتامیه جشنواره رسانه های دیجیتال اجرا کرد حاضر می شد، صحنه را ترک نمی کرد اما مطمئنا به خواندن اشعار عاشقانه نمی پرداخت بلکه به خواندن اشعاری می پرداخت که بیان کننده حقیقت باشد نه مصلحت.

این هنرمند به خبرنگار هم میهن گفت: بسیار دوست داشتم آقای احمدی نژاد در کنسرت حاضر می شد، زیرا آنوقت چون خواننده «مناسب خوانی» هستم، به جای خواندن اشعار عاشقانه به خواندن اشعاری می پرداختم که بیان کننده درد دل و حال آنانی باشد که این روزها پاکبازی کرده اند.

او افزود: من شیفته هماهنگی اندیشه با کردار هستم و به آنچه می اندیشم عمل می کنم. بنابراین احتمالا اگر احمدی نژاد در سالن حاضر می شد به جای اشعار عاشقانه، «گوشه جامه دران» می خواندم.

این هنرمند یادآور شد: من نه باغی به نامم هست نه در واردات دارو دستی دارم. همه آنچه دارم از مردم است و برای آنها می خوانم. بنابراین نمی توانم چیزی بخوانم که با احساسات آنها هماهنگ نباشد.

گفتنی است پیش از این برخی سایت ها به نقل از اصفهانی اعلام كرده بودند كه این خواننده در اختتامیه جشنواره رسانه‌های دیجیتال اجرا دارد اما در صورت ورود احمدی نژاد سالن را ترك خواهد كرد.

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت12:54توسط سهیلا | |

  

 

 


 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت9:36توسط سهیلا | |

 

سلام خدمت دوستان وهنردوستان محترم

        


به جز از علی که باشد به جهان گره گشایی              طلب مدد ازو کن چو رسد غم وبلایی


قطعه آوازی با صدای همیشه جاودان علیرضا افتخاری

وبا شعری از عطار بشنوید:

 

 هر که در این دایره دوران کند                نقطه دل آینه جان کند

  چون رخ دل آینه جان بدبد                  جان خود آیینه جانان کند

 

 

 

                        دریای عشق:علیرضا افتخاری 

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت14:24توسط سهیلا | |

 

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست           هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

 

گر بزنندم به تیغ در نظرش بی دریغ           دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست

 

 

بیشتروقتها تکرار خاطراتمان لحظه های قشنگی را برایمان رقم می زند و دقایق دلنشینی

فراهم میکند.ممکن است این تکرار، شعر یا آهنگی باشد که با شنیدن دوباره آن خاطراتمان

 زنده شود...

آثار جناب علیرضا افتخاری هم جز همان خاطرات شیرینی هست که با تکرار آنها لحظه های 

خوشی در ذهن تداعی می شود.

 

 

غزل بسیار معروفی از شیخ اجل سعدی  را با اجرای جناب افتخاری بشنویم وبا تکرار شنیدن

آن باشد که خاطراتمان زنده شود. 

                                   سلسله موی دوست:علیرضا افتخاری

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت15:47توسط سهیلا | |

 

 

بیا ساقی آن می که چون گل کند                همه باغ پربانگ بلبل کند

به من ده که چون گل بخواهم شکفت        که راز شکفتن نشاید نهفت

بده ساقی آن می که هستم هنوز          همان عاشق می پرستم هنوز

به مستی که جان در سر می کنم         همه عمر در پای خم طی کنم

 

                        

یکی از اشعار زیبای شاعر گرانقدر (ه.ا.سایه) که در آلبوم شور عشق با ظرافت ودقت تمام

 

توسط جناب افتخاری اجرا شده ساقی نامه هست.ساقی نامه توسط خوانندگان مطرح دیگر

 

هم خوانده شده واز اشعار معروف می باشد.

 

شنیدن ساقی نامه استاد افتخاری هم خالی از لطف نیست وبسیار دل انگیز اجرا شده

 

شما را به شنیدن این قطعه دعوت می کنم:

 

                                  ساقی نامه :علیرضا افتخاری

 

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت15:47توسط سهیلا | |

 

روزنامه اعتماد ملی : 

 

شب يلداي سال 1387 عليرضا افتخاري در گفت‌وگوي زنده تلويزيوني با فرزاد حسني، خبر از آماده بودن مجموعه‌اي داد که به‌صورت آوازي با نوازندگان چيره دست موسيقي ايراني کار کرده که به زودي به بازار خواهد آمد. ولي تا پايان سال 87 چنين اثري منتشر نشد و در عوض افتخاري با دو کارديگر‌- که اتفاقا يکي بر مدار همان کارهاي متاخر افتخاري مي‌چرخيد (عاشقاسلام، عاشقا درود!) – آلبوم‌هاي جديدش را به بازار معرفي کرد. اما انتشار آن مجموعه خوشبختانه قريب الوقوع است.
«غزل آوازهاي ايراني» همان مجموعه‌اي است که عليرضا افتخاري سال گذشته وعده انتشار آن را داده بود و حالا که بيشتر پيگير چگونگي شکل‌گيري و انتشار آن شده‌ايم، متوجه مي‌شويم اين اثر مي‌توانسته بسيار زودتر از اينها وارد بازار شود. دليل آن اين است که افتخاري مي‌گويد: «ضبط اين اثر باز مي‌گردد به چندين سال پيش. تقريبا همزمان با ضبط مجموعه‌هاي نيلوفرانه دو و شبان عاشق. در واقع ما يکسري آواز را ضبط کرديم که احيانا براي نيلوفرانه دو يا شبان عاشق استفاده شود که البته اين آوازها اضافه ماند و در آن مجموعه‌ها کار نشد.
در همان زمان تعدادي آواز هم ضبط کرديم تا به صدا و سيما بدهيم که پس از ضبط، تهيه‌کننده از استفاده اينگونه از اين آوازها منصرف شد. از آن زمان چندين سال مي‌گذرد و اين آوازها نزد تهيه کننده به صورت دست‌نخورده و استفاده نشده باقي ماند، ولي اين تاخير افتادن و استفاده نکردن از آثار موجب سعادت هم شد، چرا که درواقع اين قطعات زيبا حيف و ميل نشد و حالا با شکلي بسيار فاخر و مرتب در قالب سه آلبوم منتشر مي‌شود.»
با اين اوصاف آوازخواني افتخاري در اين مجموعه مربوط به ساليان اخير نيست و اين مي‌تواند نويد شنيدن اثري متفاوت و دلنشين را بدهد. چرا که در اين سال‌هاي اخير هرچه از افتخاري شنيده‌ايم ترانه‌هاي نه چندان قابل توجهي بوده که در واقع سنخيتي با آن آوازخوان متبحر دهه 60 و اوايل دهه 70 نداشته است. خود افتخاري هم از اين بابت که اين آوازها با صداي آن دورانش، در آن زمان ضبط شده اظهار خوشحالي و رضايت مي‌کند.

از خواننده قطعات که بگذريم بايد به نوازندگان نامدار اين اثر اشاره کنيم که شايد در سال‌هاي اخير همکاري بسيار کم رنگي با عليرضا افتخاري داشته‌اند. داريوش پيرنياکان، جلال ذوالفنون، زنده ياد سهيل ايواني و جمشيد عندليبي تک نوازان متبحر اين مجموعه‌اند که هريک به سهم خود در زيبايي اين اثر نقشي به سزا داشته‌اند و البته رضايت کامل خواننده و تهيه کننده را نيز جلب نموده‌اند. به گونه‌اي که افتخاري مي‌گويد تاري که داريوش پيرنياکان در اين آثار مي‌نوازد متفاوت از تمام کارهايي است که تا به حال انجام داده.
از اين جمع جلال ذوالفنون و جمشيد عندليبي داراي سوابق همکاري بيشتري با افتخاري بوده‌اند. ذوالفنون جدا از نوازندگي در مجموعه‌هاي مختلف براي افتخاري، در شکل‌گيري دو مجموعه مستانه و شب عاشقان که اتفاقا آنها نيز به‌صورت بداهه بوده است، نقش برجسته‌اي داشته و عندليبي نيز به جز نوازندگي‌هاي فراوان در ديگر مجموعه‌ها براي افتخاري، در اثر موفقي چون مهمان تو، به عنوان آهنگساز با او همکاري کرده است. زنده ياد سهيل ايواني نيز در آلبوم زيباي سرمستان تنظيم برخي از قطعات را برعهده داشت.
تهيه کننده مجموعه غزل آوازهاي ايراني موسسه مشکات است که به دليل وقوع مشکلات شخصي براي مدير آن، محمدعلي چاوشي، در اين سال‌ها بسيار کم کار و غير فعال است. پيش از اين آثار ماندگاري چون نيلوفرانه‌هاي يك و دو، سرمستان، گل هزاربهار و شبان عاشق ، باصداي افتخاري، توسط موسسه مشکات منتشر شده است.

اما چنان که محمدعلي‌چاوشي تهيه‌کننده اثر مي‌گويد اين آوازها درقالب بداهه‌خواني و البته به حالت تصنيف‌گونه و ملوديک و در دستگاه‌ها و گوشه‌هاي متفاوت ايراني نظير نوا، سه گاه، شور، دشتي، همايون، شوشتري و... اجرا شده. همچنين در اين آوازها از اشعار عطار، حافظ، مولانا، صائب و... استفاده شده است.
آنطور که تهيه‌کننده و خواننده اثر ادعا دارند کار به لحاظ اجراي خواننده و نوازندگي هنرمندان شکل بسيار کاملي دارد. به‌گونه‌اي که چاوشي ادعا مي‌کند انتشار اين مجموعه اساتيد موسيقي اصيل را غافلگير خواهد کرد و افتخاري نيز اعتراف مي‌کند از بدو شروع به کارش تا به حال چنين اثري از او منتشر نشده است که اين چنين با حس و حال و عميق بوده باشد. افتخاري حتي مي‌گويد با انتشار اين کار ديگر خوانندگان متوجه خواهند شد که مي‌شود اين گونه هم آواز خواند!
البته عليرضا افتخاري در غافلگير کردن مخاطبان تبحر خاصي دارد. چه آن زمان که با فريدون خوشنود سه گانه شکوه عشق، عطرمهر و عاشقا سلام... را کار مي‌کند، چه آن زمان که در آلبوم ماه پنهان تک آهنگي از خوشنود را مي‌خواند و چه آن زمان که روي آهنگ‌هاي آلبوم نسيما، ترانه‌هاي جديدي را در قالب آلبوم خاطرات جواني خواند. در اين زمانه هم که تقريبا تمام علاقه‌مندانش از او قطع اميد کرده بودند، اثري بديع و متفاوت از خود عرضه خواهد کرد.

کسي چه مي‌داند، شايد بازخورد اين اثر در تغيير نگرش او در خوانندگي هم تاثير بگذارد. به هرحال مجموعه غزل آوازهاي ايراني، در قالب سه آلبوم به بازار عرضه مي‌شود که هم به صورت پک و هم جداگانه قابل تهيه خواهد بود. اين اثر به احتمال فراوان تا اواخر بهار روانه بازار خواهد شد.

 

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت9:23توسط سهیلا | |

 

سلام وعرض تسلیت به مناسبت در گذشت استاد بیژن ترقی

مطلبی از دوست بزرگوار مدیر محترم نغمه گر عشق در قسمت کامنتا به دستم رسیده ،

البته قصور از بنده بوده ومن دیر متوجه خبر شدم .به هر حال از ایشون ممنونم.


آتش کاروان ، کنسرت علیرضا افتخاری به یاد استاد بیژن ترقی
علیرضا افتخاری که بیش از 15 ترانه از استاد ترقی را در کارهای خود اجرا کرده است ، در سومین روز درگذشت او ، یاد استاد را گرامی می دارد...
این کنسرت در دو شب متوالی در تاریخ ۹و۱۰ اردیبهشت درانجمن چشم پزشکان محمود آباد برگذار می شود.
مهیار فیروزبخت و گروهش افتخاری را همراهی می کنند.
آتش کاروان ، صبح خندان ، گل من چندین منشین غمگین ، عطر سوسن ،قصه شمع سحری و بسیاری از ترانه های دلنشین دیگر از استاد ترقی توسط علیرضا افتخاری اجرا شده است....

بله ، استاد بیژن ترقی سراینده ماندگارترین ترانه های ایران در بهاری دلنشین خزان شد...
امروز در مراسم سومین روز درگذشت استاد ترقی، جمعی از هنرمندان نامی شعر و موسیقی یادش را گرامی داشتند. در این مراسم که در مسجد جامع شهرک غرب برگذار شد ، چهره هایی چون امین اله رشیدی، ناصر مسعودی ، محمد رضا شجریان ، شهرام ناظری، صدیق تعریف، حسام الدین سراج ، قاسم رفعتی ، همایون خرم، دکتر جهانشاه برومند، دکتر فریدون حافظی، رحیم معینی کرمانشاهی ، دکتر محمد سریر ، بیژن بیژنی ،جمشید مشایخی و...تعداد زیادی از هنرمندان و هنردوستان حضور داشتم.
جالب است که در این مراسم فیلمی از زندگی هنری مرحوم ترقی پخش شد و تصنیف آتش کاروان از ترانه های ماندگار بیژن ترقی (به قول خودش اولین همکاری اش با استاد تجویدی ) چندین بار در این فیلم پخش شد ،همین طور می گذرم...
این دو ترانه پس از انقلاب با صدای علیرضا افتخاری بازخوانی شده بودند ، اما پس علیرضا افتخاری کجاست ؟ همکاری افتخاری با ترقی که تنها به بازخوانی این دو ترانه ختم نمی شود...آهنگ معروف گل من چندین منشین غمگین، ای گل ناز من نغمه ساز من ، شب مهتابی( تو ای چنگی بزن آهنگی ) ، نغمه گر عشق ، همای آسمانی ، سرود جاودانه ، ساقی (بده ساقی از آن باده که در خانه نهفتی ) ، به هر شهری سفر کردم ، عطر سوسن ، صبح خندان ، صبح سپسد ، شور زندگی ، گل مهتاب و قصه شمع سحری ...
شاید خیلی ها نمی دانستند که ترانه این آهنگها کار استاد ترقی بوده است...

اما افتخاری همیشه در مراسم درگذشت همکاران و اساتیدش شرکت می کرده ، در مراسم مجتبی میرزاده ، علی تجویدی ، فریدون مشیری ، قیصر امین پور و... به رسم ادب حضور داشته..پس چرا در مراسم ترقی نیامده؟پس از اتمام مراسم با آقای افتخاری تماس گرفتم چون حقیقتا نگرانش شدم...
اما صلاح کار کجا و من خراب کجا؟
ایشان به من گفت که در راه شمال است و دوساعت دیگر به یاد بیژن ترقی قرار است برنامه اجرا کند!
بله ، چهارشنبه شب و پنج شنبه شب ۹و۱۰ اردیبهشت این کنسرت با یاد استاد ترقی در محمود آباد برگذار می شود ..مهیار فیروز بخت با گروهی از هنرمندان آتش کاروان و صبح خندان و دیگر ترانه های ترقی را می نوازند.....

از بنده هم دعوت کردند که پنج شنبه شب در این کنسرت حضور داشته باشم....
پس ...بیا بخوان ترانه ای به گوش جانم......بیا ببر به عالم فرشتگانم......

+نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت9:53توسط سهیلا | |

 

سلام

 در هفته اخیر جناب علیرضا افتخاری چند مصاحبه مطبوعاتی ویک مصاحبه رادیویی داشتند

 

که بسیار زیبا و خواندنیست.یکی از مصاحبه ها را به نقل از سایت خبر آنلاین انتخاب کردم

 

که صحبتهای جالبست.

 

آهنگسازی بیاوریدکه دلم را بلرزاند

 

 آهنگسازی بیاوریدکه دلم را بلرزاند

فرهنگ > موسیقی  - انتقادی‌ترین مصاحبه علیرضا افتخاری در سال‌های اخیر.

 فرید دهدزی: علیرضا افتخاری در بین خوانندگان پس از انقلاب پرکارترین خواننده است. در کاغذ، آمار و ارقام، افتخاری بیشترین مخاطب را دارد. برخی مواقع دو سه اثر از وی در یک روز منتشر می‌شد و مردم هم استقبال بی‌نظیری از آثار وی می‌کردند.چند وقتی بود که چنین اتفاقی برای آثار افتخاری نیفتاده بود. اما درست در روزهای پایانی سال گذشته، دو اثر به صورت پیاپی از وی منتشر شد؛ «تنها تو می‌مانی» و «عاشقا سلام».

«تنها تو می‌مانی» از آهنگسازی و تنظیم مناسب‌تری برخوردار است و تا حدی با آثار متأخر افتخاری، فاصله دارد.با افتخاری حرف‌های زیادی زدیم که متأسفانه امکان طرح آنها نبود؛ گرچه شاید همین حرف‌های منتشر شده هم، انتقادی‌ترین مصاحبه افتخاری در سال‌های اخیر باشد.

 درباره کار اخیرتان به نام «تنها تو می‌مانی» صحبت کنید. گویا کاری متفاوت نسبت به دیگر کارهای شماست.
مجموعه حاضر، یکی از مجموعه‌های ارزشمند ادبی و موسیقی است. چون اشعار مجموعه منتخب از آثار بزرگ‌ترین شاعران معاصر از جمله رهی معیری، قیصر امین‌پور، سیمین بهبهانی و سایه است. از سویی این مجموعه به آهنگسازی دو جوان خوش‌ذوق و خوش آتیه به نام‌های علی خشتی‌نژاد و امیر رحیمی‌آذر ساخته شده است. ضمن اینکه از تنظیم بسیار خوبی نیز برخوردار است. تنظیم کار توسط جوان دیگر کاوه سروریان صورت گرفته است. این کار به حدی برجسته است که من را یاد نیلوفرانه انداخت. البته نیلوفرانه و این کار حال و هوای خود را دارند. این کار باعث خشنودی من شد، چون به عینه دیدم جوان‌هایی در این مملکت داریم که می‌توانند آتیه این مملکت را رقم بزنند. جوانان بااستعداد و متعصب به موسیقی هستند که دلسوزانه برای موسیقی کشور تلاش می‌کنند. به عبارتی کیسه‌ای هم ندوختند. مانند برخی از کسانی که در گذشته با من کار کردند. موسیقی مانند دریایی بیکران است که اگر کسی محرم و اهل آن نباشد، به سرعت غرق می‌شود. این جوانان محرم هستند.

این اثر نشان داد که هم آهنگساز و هم خود جنابعالی وسواسی در اجرا و نهایتاً انتشار آن داشتید.

درست است آهنگسازان و تنظیم‌کننده کار بسیار وسواس نشان دادند. هیچ کاری را من آنقدر با وسواس ندیدم. حتی برخی موارد به من ایراد می‌گرفتند که من از سویی می‌گفتم اینها از من دارند ایراد می‌گیرند. اما دیدم ایرادها درست و بجاست. حتی اگر یک هجا جا گذاشته می‌شد به من تذکر می‌دادند. وسواس اینها باعث شد که من هم نوعی وسواس در اجرا نشان دهم.

به عقیده شما در مجموعه «تنها تو می‌مانی»، کدام تصنیف زیباتر از همه است؟

همه تصانیف زیبا هستند. نمی‌شود یکی را ارجحیت داد. اما من «دلداده‌ام به باد» را بیشتر دوست دارم.

اگر بخواهید نمره‌ای به این اثر بدهید، این اثر را نسبت به دیگر آثارتان چگونه ارزیابی می‌کنید و چه نمره‌ای می‌دهید؟

گفتم روی هم رفته مجموعه بسیار موفقی است. نسبت به دیگر آثارم یک شاخصه دارد که مخاطب آن را مجموعه‌ای خاص در بر نمی‌گیرد، بلکه همه اقشار را در بر می‌گیرد. به عقیده من این مجموعه نمره خیلی خوبی را می‌گیرد.

اشاره کردید طیف مخاطبان آن برای همه است. مگر موسیقی‌ای برای تمامی اقشار جامعه هم وجود دارد.

بله، یک اثر موسیقی می‌تواند هم برای عوام و هم برای خواص باشد. مگر نمی‌شود یک اثر را همه اقشار جامعه بپسندند.

این مجموعه را شما در چه ژانری قرار می‌دهید؛ موسیقی مردمی، پاپ، موسیقی سنتی، موسیقی کلاسیک.

چون کار سنگینی است من آن را موسیقی کلاسیک می‌دانم. چون مانند نیلوفرانه بیشتر خواص‌پسند است.

همزمان با این آلبوم اثری از فریدون خشنود، به نام «عاشقا سلام» عرضه کردید. این اثر ژانر کلاسیک دارد؟

خیر کار برجسته‌ای است اما حال و هوای دیگری دارد و در ژانر دیگری قرار می‌گیرد.

شما عمدتاً مانند این مجموعه با آهنگسازان گمنام کار می‌کنید. آیا گمنامی آهنگساز برای شما مهم است، رپرتوار یا محتوای کار مهم است، یا عوامل دیگری دخیل است؟

خیر، برای من محتوای کار مهم است. اما معتقدم که باید با یکسری جوان جویای نام هم کار کرد. چون اینها حرف برای گفتن دارند. اگر به این جوانان اعتماد نشود، موسیقی برای فردا باقی نمی‌ماند. البته جوانان هم باید بنیادهای موسیقی خود را محکم کنند و با زمان بیشتر همگام باشند؛ چون سرنوشت فردای ما همین جوانان هستند.

آقای افتخاری، تقریباً دو دهه پیش این نگاه را نداشتید. یعنی شما عمدتاً با آهنگسازان مطرح مانند مشکاتیان، علیزاده، شهبازیان، روشن‌روان و ... همکاری می‌کردید. زمانی هم کارهای برجسته آهنگسازان گذشته را با تنظیم مناسبی اجرا می‌کردید. چرا دیگر در آن فضا نیستید؟

طبیعی است، چون خود همان آهنگسازان هم در آن فضا نیستند، مگر آقای شهبازیان در آن فضاست، چقدر نسبت به محتوای موسیقی گذشته خویش وفادار است. اگر من فاصله گرفتم آهنگسازان هم همه فاصله گرفتند. وقتی این آهنگسازان کار ارائه کنند، ناشران هم طبعاً دنبال خواننده مناسب می‌گردند. اما مگر سفارشی بوده است. فقط هم شهبازیان و غیره نیستند، عمده آهنگسازان ما کار جدی انجام نمی‌دهند. البته شاید شرایط کار جدی، کمتر شده است.

آقای مشکاتیان هم در این جریان بودند؟

به هرحال آقای مشکاتیان نسبت به گذشته کمتر فعالیت دارند.

درست است به همان دلیلی که آقای مشکاتیان از شما به عنوان خواننده گروه خود در داخل و خارج استفاده می‌کرد، به همان دلیل هم باید این ارتباط تدوام پیدا می‌کرد. اما آیا این عدم همکاری دو‌سویه بوده است.

نمی‌دانم.

از دریچه دیگری این سؤال را مطرح می‌کنم؛ شما کارهای فاخری را از آهنگسازان برجسته خواندید. چرا دیگر آن دست کارها ارائه نشد.

دلیل فراوان دارد. اما مهم‌ترین دلیل این است که عمده کارهایی که من در گذشته می‌خواندم نوعی موسیقی خاص بود که برای خواص تعریف می‌شد. اگر من بخواهم این روال را ادامه بدهم امکان‌پذیر نیست چون دیگر موسیقی وجه عمومی پیدا کرده است. از سویی فرایند اجرا و انتشار و پخش یک آلبوم بسیار هزینه‌بر است و باید این هزینه‌ها به نحوی تأمین شود. موسیقی باید به نحوی باشد که همه مردم گوش کنند. الان مگر خواص ما چه جمعیتی دارند که من بخواهم فقط برای آنان کار ارائه کنم. اصلاً مگر خواص به موسیقی گوش می‌کنند. پس باید عوام را مدنظر داشت. باید به دل مردم رفت با مردم سخن بگوییم. این مردم هستند که قضاوت‌گر نهایی هستند. موسیقی مثل فوتبال است که خواص با آن میانه‌ای ندارند. اما مردمی هستند که تعداد زیادی هم هستند، آنها عاشق فوتبال هستند. موسیقی هم همین وضعیت را دارد. موسیقی‌ای که من زمانی ارائه می‌کردم موسیقی خواص به عبارتی موسیقی سر کلاس بود. من باید درس ردیف و آواز موسیقی پس بدهم، اما برای مردم هم می‌شود این درس را پس داد. موسیقی مثل ناله است. سر من از ناله من دور نیست/ لیک چشم و گوش را آن نور نیست. ناله‌ای است که از دل بر می‌آید و بر دل مردم می‌نشیند. حرف دل من است که مردم هم با آن سهیم می‌شوند.

ولی قبول دارید که این آثار دیگر لطف آثار فاخر شما را ندارند؟

گفتم اگر آهنگسازی پیدا شود، من حاضرم دوباره به آن فضا برگردم.

ولی آن موسیقی هم ذهن و ضمیر مردم را برمی‌انگیخت.

آخر باید آهنگسازی باشد دل مرا بلرزاند. اگر بلرزاند من کربلا می‌کنم. وقتی نیست من مجبورم بروم به دل مردم و با مردم ارتباط برقرار کنم.

ولی خبر دارید که اهل فن آن موسیقی گذشته را بیشتر می‌پسندیدند.

اهل فن بگویند. اما باز آثار فعلی خریدار دارد. من خودم در حال حاضر کاری را دوست دارم که اساتید اصلاً روی آن حرف نزنند. تخصصی و برای خواص نباشد.

منتقدان شما هم نمی‌گویند که موسیقی حرف دل نیست. ولی این حرف دل که از طریق موسیقی بیان می‌شود، باید یک خصایصی داشته باشد.

مثلاً منظورشان این است که ردیف موسیقی را باید با تمامی شاخ و برگ‌های آن پی گرفت. بله تا جایی باید ردیف را آموخت و دوره‌های آواز و موسیقی را طی کرد؛ اما این وسیله است. در موسیقی ما رسم شده است که می‌گویند فلانی کل روایت‌های ردیف را می‌داند. خوب این آقا برای دل سوخته چه دارد، می‌داند حرف دل چیست؟ موسیقی باید دل را بسوزاند «تا دلی آتش نگیرد حرف جان سوزی نگوید». موسیقی ما موسیقی درد و سوز و گداز است. باید دل بسوزد تا دل‌ها را آتش بزند. با ردیف نمی‌شود دل‌ها را سوزاند.

اخیراً در آثارتان برخی لحن‌های هندی دیده می‌شود، این هم برای مردم زیبا است؟

بله من معتقدم برای پیشرفت موسیقی باید بیشتر از تجارب کشورهای همسایه مثل هند استفاده کنیم.
 
 

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت8:7توسط سهیلا | |

         

      حسن تو همیشه در فزون باد             رویت همه ساله لاله گون باد              

 

       اندر سر ما خیال عشقت                    هر روز که باد در فزون باد     

 

                   

 

دهم فروردین سالروز تولد جناب علیرضا افتخاری را به ایشان و تمامی هنردوستان وارادتمندان 

 

تبریک عرض می کنم امید که سالهای سال نفس وصدای گرمشان همدم ما علاقه مندان باشد.

 

 

 

برای شما دوستان یکی از قطعاتی که ایشان با تار جناب شهریار فریوسفی وبا شعری از سعدی

 

اجرا کردند را انتخاب کردم .امید که مقبول شما دوستان باشد.

 

                              صبحی مبارکست:علیرضا افتخاری

 

                            

+نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت9:0توسط سهیلا | |

+نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت8:21توسط سهیلا | |